تبليغاتX
کلبه سرد
 

                                            رفتی رو مرز تباهی اونجا که ادماگرگن

حرمت چشای نازت با کدوم نیرنگی بردن

با کدوم عشق دروغین تورو از دلم گرفتن

توی قلب مهربونت جای گرممو گرفتن

بعد رفتنت تا امروز اغوشم خالی وسرده

تو نبودی که ببینی عشق تو با من چه کرده

حالا که اخر جادست دلم از دل تو سیره

یابمون بمیر کنارم یابروکه خیلی دیره  



سه شنبه هفدهم شهریور 1388 |

اخرین روز وداع گریه کردم بی صدا

حیفم اومد که تورو بسبرم دست خدا

اگه بارفتن تو عشق ما گم می شه

تو نباشی می دونم زندگیم حروم می شه

برو فکر من نباش راه من راه جداست

کاش می شد بدونم خونه ی عشق کجاست

سرنوشت ما یه روز گره خورده بود به هم

کسی باور نمی کرد بشه باشیده زهم

حالا با رفتن تو غم شده سایه ی من

خاطرات بودنت شده همسایه ی من



سه شنبه هفدهم شهریور 1388 |
سلام

اپ بعدی مطلبه اگه مخالفید یا عکسا رو بیشتر می پسندید

بازم میگم نظر یادتون نره

(بدلیل اینکه دوستان فرمودن ماه رمضانه مجبور شدیم پیاز داغشو کمتر کنیم)

اها راستی جمعه هفته اینده بازم اپ میکنم

 

 

 

 

 

 



شنبه هفتم شهریور 1388 |
گفتم بوسه باشد مطلب من

 گفت این تو واین هم لب من

عکس خوشکل باحال زیاددارم اگه میخوایدشون برام نظر بذارید

 

 

 

 

اگه بازم عکس میخواید نظر بذارید



دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 |

یادت می یاد گریه هامو ریختم کنار پنجره

داد کشیدم تورو خدا نامه بده یادت نره

 

یادت می یاد خندیدی و گفتی حالا بذار برم

تو رفتی و من تاحالا کنار در منتظرم

 

امروز دیدم دیگه داری منو فراموش می کنی

فانوس ارزوهامو تو داری خاموش می کنی

 

گفتم واست نامه بدم نگی عجب بی واست

با اینکه من خوب می دونم جواب نامه با خداست

 

عکسای نازنین تو با چند تا گل کنارمه

یه بغض کهنه چند روزه دائم در انتظارمه

 



سه شنبه شانزدهم تیر 1388 |

بدترین لحظه عمرم دیدن اشک چشاته

می میرن گلای گلدون وقتی غصه تو نگاته

تموم عالم ادم با نگاه من غریبن

تویی وسعت حضورم گل عشقه رو لباته

جاده ها سردن ساکت وقت رفتنت دوباره

تو صدام کردی انگار بغض گرمی تو صداته

تویی اون راهی غربت که تو جاده ها اسیره

طاقت سردی شبهام هنوزم اون بوسه هاته

گفتی کوچه بوتو داره شب تو رو یادم می یاره

توی این شبای خلوت توی دست من دعاته

تو پری قصه هامی تو کتاب خاطراتم

خواب گونه های خیسم دیدن رنگ چشاته

توی باغچه ی قدیمیت خالی از گلهای عشقه

نفس گلای باغچه هنوزم نفس هواته

تو که رفتی باز خیالم خیره شد به خاطراتت

ارزوم تو خلوت دل دیدن لطف صفاته

قاصدک خبر میاره واسم از رنگ نگاهت



سه شنبه شانزدهم تیر 1388 |
        می خواهم پنجره رو باز كنم و به تماشای آن پرستوی بشینم

كه لانه محبت رو روی درخت عشق من ساخت ولی نمی دانم

 چرا پرستوی من كوچ كرد و دگر از آن نشانی نیست وقتی

كه در پشت پنجره می امدم و كودك احساسم رو به پیشواز

نوازشهایت می فرستادم و از پشت در ختان امید سرك كشان

به بازی آنها می نشستم ولی حالا هر روز كودك احساسم

 به زیر آن درخت میاید ولی پرستوی من نیست

نمی دانم آن هم به جای مهاجرت كرده یا گرفتار طوفان نفرت شده

 حال نمی دانم چه كنم من هر روز پشت پنجره میایم و منتظر

می نشینم تا پرستوی محبتم بر روی درخت عشقم بیاید تا 

من كودك احساسم رو به پیشوازش بفرستم به امید آن روز

زندگی می كنم .



چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 |
 

ولنتاین مبارک

 دوستان عزیز ولنتاین رو تبریک میگم

مخصوصا به داداش عزیزممممممممممممممممممممممممم

امیدوارم ولنتاین خوبی داشته باشید

happy valentin        

هدیه ما یادتون نره(نظر بدید خب لطفا)

 



یکشنبه بیستم بهمن 1387 |

۲۳دی تولد داداشی گلم مبارک

امروز کبوتران فرشتگان را همراهی کردند تا کمکی باشد برای دستور بزرگ خداوند امروز به امر خداوند فرشتگان یکی از بهترین فرشتها را انتخاب کردند تا به زمین بیاورند و روح فرشته رو در کالبد جنینی زیبا بدمند و فرشته را نگهبان این کودک پاک کنند و برای از دست دادن این زیبا تا آسمان بگریند

  happy berth day to you



سه شنبه دهم دی 1387 |

 

بوسه ی عشق یعنی عشق من با من بمان

 

 



چهارشنبه سیزدهم آذر 1387 |